تبلیغات
همه چی کره ای(هفته ای یک یا دوبار میام) - داستان دختر ایرانی پسر کره ای فصل اول-قسمت اول
تاریخ : دوشنبه 29 تیر 1394 | 02:24 ب.ظ | نویسنده : پریا
امتحان داشتم!اونم چه امتحانی!!!ریاضی!!!
آها یادم رفت خودمو معرفی کنم.من نادیا هستم پیش دانشگاهیم مدرسه ی تیزهوشانم
تو تهران زندگی میکنم .خونمون نزدیکه راه آهنه .پاتوق منه پارک راه آهن:) بابام رفته ماموریت کرمانشاه.بابام تو کارگاه دستمال سازی کار میکنه. مامانم هم معلمه.کارش کرجه.شنبه میره اونجا سه شنبه برمیگرده. من و برادرم که کلاس ششمه تو خونه ایم.خونمون دو طبقس.چون هر طبقش کوچیکه دو طبقس.ولی ما خریدیمش.طبقه ی بالا اتاق من و بردیاس. طبقه ی پایین اتاق نداریم.چون جاشو نداریم.به جاش یه تیکشو پرده زدیم اسباب و وسایل رو گذاشتیم. 
بگذریم.امروز بدترین روز زندگیم بود.میدونین چرا؟؟؟؟؟؟؟چون مامانم اعزام شده کرمانشاه حالا دیگه من و بردیا باید بریم توی یکی از خونه های بالای شهر خدمتکاری.اونجا بهمون غذا و خواب میدن و بهمون احترام میذارن.آقاعه استان داره.میگن خونشون 3 طبقس. کلی خدمتکار داره و همیشه طبقه ی سوم شلوغه چون مالصاحبخونه و جلسه هاشه. خلاصه مامانم اومد و کلی گریه کردم و منو بردیا رو بردن. آقا رسیدیم اونجا راس میگن 3 طبقس خیلی بزرگه 3 تا در داشت.نمیدونستم از کدوم در برم.رفتم دم یکی از اونا از آقاهه پرسیدم آقا این نامه ی منه اومدم اینجا کار کنم.میشه بگین کجا برم؟ -بدش ببینم.آها ببین تو از همین در میری تو. برو داخل اونجا حیاطه.بعد یه کانکس میبینی نوشته امور خدمتکاران برو اونجا بشین تا بهت کار بدن -ممنون زحمت کشیدین. -خواهش میکنم عزیزم برو. خلاصه رفتیم داخل و کانکسه رو دیدم. 
سلام آقا نادیا غفاری هستم اومدم برای کار
 خوش اومدین خانم غفاری -مچکرم. -خوب بریم سر اصل مطلب.ما برای خانما 3 شغل داریم که من با توجه به این که....راستی چند سالتونه؟ 17 سال- آها پس فقط شما میتونین پرستاری کنین -بله مچکرم از همکاریتون -وظیفس.بفرمایید شیرینی بخورید.آقای نادی هستم مسعول استخدامی

 وا..... این که دسشو دراز کرد.حالا چی کنم؟؟؟؟ -ببخشید؟ -وای اصلن یادم نبود یاد آوری کنم.این خانواده از کره ی جنوبی اومدن و خوب اسلام ندارن دیگه.ما هم عادت کردیم.البته ما به حریم شخصی خانما کاری نداریم و اگه تمایل ندارید میتونین دست ندین اما نباید از دستور صاحبان خونه سرپیچی کنید.لازم به ذکر نیست دیگه این یک قانونه.راستی قوانین رو برات میگم: 1--سر وقت باید از خواب پا بشی یعنی ساعت 10 صبح و تا 10 شب در خدمتشی و هر وقت دلش خواست مرخصت میکنه 2--تو با اون شام نمیخوری و به اتاق 



طبقه بندی: داستان دختر ایرانی پسر کره ای،